درد دل با خدا

خرید بک لینک
خدا یا شعری در من روان شد تا بگوید
زمان مرگ را مگذار تا بدخواه بجوید
خدایا تو خودت گفتی نژاد کیش تو مادر بزاید
تو خود او را نمودی انتخاب دنیا بیاید
خدا حرف من دانی چه گوید
چرا باید دو دید متضاد یک لانه جوید
خدایا گرگ مخلوق تو باشد؟
به بره گوسفند جنگش شاید؟
اگر هرآنچه گفتم احسن است ؟راست ؟
بگو تقدیر من این بوده؟ پیداست؟
اگر گویی ببین!! گوشت دراز بود؟
نمیدیدی چه در آن اذدواج بود؟
مگر تو مسجد و خاکش ندیدی؟
که از آستانه تا بندر پریدی؟

خدایا خوب فهمیدم مزن داد

همین یک ذره حیثیت مده باد.
خدایا من جوان بودم؛ بگو که تو چه بودی؟
مگو سایتت هکر داشته ندیدی؟
خدایا سایت تو که مایکروسافت نیست
که هرکس بشکند رمزش زند نیش
پس این را تو مگو ،چون من خدای این کارم
بگو سر گرم کاری بودی،حیرت ندارم
خلاصه تو خدایی کار داری!!
هزاران آدمی پیشت بیاری!!
ولی تو قول دادی قول مرد است
که تو فرزند شدی نامردی ننگ است
اگر گویی پشیمانم که تو مخلوق گشتی
ندارم هیچ حرفی ،چون پدر بودی و هستی
ولی من خسته گشتم از بس گفتم به دختت
شفای من شود جاری زه دستت
همیشه دخترت حرفش یکی است
شفای تو شده جاری زه هر دست
دعای روز وشب داده به من او
کلینش کن نگو با حزن و اندوه
به باور میرسی آنچه تو خواهی
مرام این خدا باور نمایی
خدا یا دخترت گفته بگو تو به پدر آنچه که خواهی
شفایم را بده ، او مادر است این دخت ، دخت اصفهانی
""تقدیم به مادر اصفهانی و همسایه ی آن جهانی""

توضیح:
شاید در بیت چهارم معنی ""شایسته است""

پیداست= همین است که الان معلوم است ؟

باور نمایی =اگر باور کنی

سراینده :سعادت(سیروس حیدری نژاد آستانه

محبت...

ما را در سایت محبت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 17:00

صفحه بندی